کمک در زیر باران

 ماشینش خراب شده بود ونیازمند استفاده از وسیله ‏نقلیه دیگرى بود. او که کاملاً خیس شده بود دستش راجلوى ماشینى که از روبرو می‌آمد ‏بلند کرد. راننده آن ماشین که یک جوانسفیدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته ‏باید توجه داشت که این ماجرا در  دهه ١٩۶٠ و اوج تنش‌هاى میان سفیدپوستان و ‏سیاه‌پوستان در آمریکا بود. مردجوان آن زن سیاه‌پوست را به داخل ماشینش برد تا از ‏زیر باران نجات یابد وبعد مسیرش را عوض کرد و به ایستگاه قطار رفت و از آن جا یک ‏تاکسى براى زنگرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود.

زن که ظاهراً خیلى عجله ‏داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسید. چند روزبعد، مرد جوان در خانه ‏بودکه صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب دید که یک تلویزیون رنگى بزرگ برایش‏آورده‌اند. یادداشتى هم همراهش بود با این مضمون:

«‏از شما ‏به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کردید بسیار متشکرم.باران نه تنها ‏لباس‌هایم که روح و جانم را هم خیس کرده بود. تا آن که شمامثل فرشته نجات سر ‏رسیدید. به دلیل محبت شما، من توانستم در آخرین لحظه‌هاىزندگى همسرم و درست قبل از ‏این که چشم از این جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر ‏کمک بی‌شائبه به دیگران دعا می‌کنم.»          

‏ارادتمند  

‏خانم نات

‏کینگ‌کول 

/ 0 نظر / 8 بازدید