چند لطیفه

  • تو یه مراسم ختم، پشت بلندگو میگن :مرحوم وصیت کرده، سیاه نپوشین.
    یکی داد میزنه : اون مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم
    .
  • از یه نفر میپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد؟ میگه: برا زیارت
  • به یه نفر میگن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه!! با ط دسته دار. میگه اتفاقاً با طی دسته دار شستم
  • یک نفر برای چند روز میره توی هتل. یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی تازه وارد رو میزنه. میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه؟ چرا این بدبخت را میزنی؟ یارو میگه اینجا یک چشمه آب بود (دستشوئی فرنگی) که هر روز ازش آب میخوردیم. این بی پدر و مادر هنوز از راه نرسیده رید توش!!

  •  به یارو که از حج برگشته‌ می‌گن سفر حج چطور بود؟ میگه: خیلی سنگ بهم خورد ولی آخرش بوسیدمش.

  • یه یارو رفته بوده پارتی. فرداش رفیقش ازش میپرسه چطور بود؟ یارو میگه: خیلی عالی بود. روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش میگه چی میگفتن؟ یارو میگه: منو انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن "اسگله رو   اسگله رو"

  • دو نفر باهم یه کارخونه سفیدآب تاسیس می کنن. اول کارشون برای اینکه بیشتر بفروشن وسطش گردو میذارن !!

  • جدیدترین جمله ای که لرها پشت ماشیناشون می نویسن: برار غریبم جومونگ

  • به یه نفر میگن درد عشق بدتره یادرد دندون؟ میگه: هنوز تو اتوبوس شاشت نگرفته بفهمی درد یعنی چی

  • دولت برای پنجاهمین بار به هم وطنان عزیز اعلام کرد: با کارت سوخت نمی توان تلفن زد!

  • یه نفر میاد تهران می‌بینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟     

  •  یک یارو بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود؟ میگه آره فقط آفتابه نداشت 

     
/ 0 نظر / 18 بازدید