مانعى در مسیر

 برخى از بازرگانان ثروتمندبا ‏کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. ‏بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور ندادهجاده را باز کنند. ‏امّا هیچیک از آنان کارى به سنگ نداشتند. سپس یک مرد روستایى با‏بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید. بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگقرار داد ‏و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها وعرق ریختن‌هاى ‏زیاد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تاآن‌ها را بر دوش بگیرد و ‏به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. کیسه راباز ‏کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال کسىاست که ‏سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارىاز ما ‏نمی‌دانیم!

‏هر مانعى، فرصتى است

/ 0 نظر / 9 بازدید